به گزارش بورس نیوز، شروین وکیلی، زیست‌شناس و پژوهشگر اجتماعی و فرهنگی نوشت:

درباره پدیده بسیار پیچیده‌ای مثل همه‌گیر شدن کرونا پیش‌بینی بسیار دشوار است. با این حال، شش پیش‌بینی را می‌توان پیشنهاد کرد:

 ۱. روند همه‌گیر شدن بیماری‌ها قواعدی سفت و سخت دارد که مستقل از خواست و آرزوی مردمان کار خود را خواهد کرد. پیش‌بینی‌ام آن است که حدود نیمی از جمعیت جهان طی پنج سال آینده در نهایت به این ویروس مبتلا شوند (مگر آنکه واکسنی کارآمد درست شود و در سطحی جهانی در دسترس باشد، که بعید است). بالا بودن این درصد هم به آن خاطر است که بیماری کشنده‌ای نیست و بیشتر حاملانش زنده می‌مانند و بعنوان ناقل یا مخزن عمل می‌کنند. آمار نشان می‌دهد که بین ۳تا۴درصد مبتلایان فوت می‌کنند، که در سطح جهانی رقم چشمگیری را بر می‌سازد. یعنی، این بیماری به این زودی‌ها ریشه‌کن نخواهد شد و زنجیره انتقالش هم فروبسته نمی‌شود.

 ۲. ویروس گروه‌های سنی بالا را مورد حمله قرار می‌دهد. بنابراین، به شکلی نامتناسب در طبقه مرجع جوامع تلفات خواهیم داشت. خواه آن مرجع‌ها به خاطر سن و اندوخته تجربی‌شان حامل خردجمعی باشند، یا مرجعیتی سیاسی-اقتصادی داشته باشند که به دنبال انباشت قدرت و ثروت در طبقات قدرت‌مدار جامعه پدید آمده است. یعنی، با نوعی ریزش منابع سیاسی-اقتصادی در هرم سنی، و نوعی تهی‌شدگی مرجعیت فرهنگی-مهارتی روبه‌رو خواهیم شد. شمار کشتگان در این میان خیلی بالا نیست؛ اما اثر روانی و اجتماعی‌اش بازخوردی مثبت بر روی خود می‌دهد و پیامدش تشدیدشونده خواهد بود.

 ۳. بسیاری از چارچوب‌های فرهنگی و اجتماعی –بویژه ساخت‌های مذهبی متحجر- که پیشاپیش هم در اثر گسترش رسانه‌ها و بالا رفتن سطح سواد عمومی لرزان و شکننده شده بود، در برخورد با این موج همه‌گیر فرو خواهد پاشید. هرچند تلفات و وخامت کروناویروس از طاعون اروپا (قرن چهاردهم) و زلزله لیسبون (۱۷۵۵. م) بسیار کمتر است؛ اما اثرگذاری اجتماعی‌اش همان الگو را خواهد داشت و با رسانه‌های عمومی و شبکه‌های اجتماعی تشدید خواهد شد.
 
 ۴. برخلاف تصور مرسوم، و درست همانطور که پیش از رسیدن بیماری به ایران پیش‌بینی کرده بودم، ایرانیان در برابر این بیماری بسیار خوب عمل کرده‌اند، و این در صورتی است که تخمین‌های آماری واقعی از گستردگی بیماری را بنگریم و اعداد ساختگی را رها کنیم. فرهنگ بهداشت فردی در جامعه ایرانی امری نهادینه شده و قیاس‌ناپذیر با بقیه نقاط دنیاست و رعایت بهداشت به شکلی که امروز در توده جمعیت ایرانی رواج دارد، احتمالا نظیری در سایر نقاط نداشته باشد. با در نظر گرفتن شرایط کنونی، یعنی ناکارآمدی سازماندهی دولتی و نبودِ پشتیبانی مالی و غیاب قوانین قرنطینه، شکل کنونی مقابله با بیماری که کاملا مردمی و خودجوش است، ستایش‌برانگیز است. طبیعی است که با فرارسیدن زمان نوروز برخی از مردم به سفر می‌روند و طبعا بعد از تعطیلات بخشی بزرگتر به سر کارهایشان بر می‌گردند و این‌ها به شیوع بیماری دامن خواهند زد، اما شمار مسافران آن‌هم در زمان مهمترین تعطیل سال حدود ۴درصد جمعیت بوده که دور از انتظار نیست و در غیاب قواعد تنظیم‌گر بیرونی، خوب هم هست. حدسم آن است که در نهایت تلفات بیماری در ایران کمتر از باقی نقاط دنیا باشد و زودتر از باقی جا‌ها همه‌گیری‌اش فروکش کند. رفتار مدنی و اخلاق جمعی مردم ایران هم چنان که دیدیم ابطالی تجربی بود بر تبلیغات خود خوارانگاران و تصور عوامی که ستایشگر فرهنگ‌های دیگر هستند.

۵. هرچه زمان بیشتری بگذرد، جامعه ایرانی در رویارویی با بیماری و همچنین ابداع نظم‌های اجتماعی نو چیره‌دست‌تر عمل خواهد کرد. اغلب این نکته را از یاد می‌برند (یا می‌کوشند نبینند) که جامعه ایرانی به‌شدت پویا و به‌شدت یادگیرنده است.

منبع خبر: https://www.boursenews.ir/fa/news/214652/چرا-آمار-قربانیان-ایران-پایین-خواهد-بود-