بدون مقدمه و با توجه به وجود ساختارهای رسمی حاکمیت شرکتی بر پایه اصول اولیه آنها مبتنی بر کمیته ریسک، تطبیق، انتصابات، جبران خدمات و مانیتورینگ که پنج پایه اصلی حاکمیت شرکتی می باشند و با گذشت توسعه تکنولوژی و افزایش فزاینده اطلاعات و حجم عظیمی از داده ها، وجود کمیته پایش و الگویابی با استفاده از داده های عظیم و اطلاعات متنوع اجتناب ناپذیر خواهد بود. زیرا قرار گرفتن کمیته فوق در ذیل معاونت های سازمانی نمی تواند کارایی و اثربخشی مناسب داشته باشد.

قرار گرفتن ساختار و کمیته نامبرده در رده های پایینتر از اصول محوری حاکمیت شرکتی می تواند از آسیبهای جدی آن باشد، بنابراین پیشنهاد می شود بعنوان یک پژوهش کاربردی و عملیاتی نیز مورد بحث و بررسی قرار گیرد. اصول حاکمیت شرکتی مقدم بر سایر ساختارهای سازمانی است و لذا قرار گرفتن کمیته مذکور می تواند بسیار سودمند باشد.

از طرف دیگر در نظر گرفتن کمیته پایش اطلاعات با وظایف محوله را می توان بعنوان راهکاری مناسب در ایجاد مزیت رقابتی با توسعه زیربخشهای مرتبط در نظر گرفت زیرا با توجه به رشد سریع اطلاعات و تولید حجم عظیمی از داده ها و الزام به پایش محتوای آنها که منجر به الگوسازی های نوین خواهد شد، می تواند تا حد زیادی روند کند همسویی رفع نیاز مشتریان ومخاطبان با شرکتها به خصوص بانکها و موسسات مالی را بهبود دهد. در خصوص اهمیت این موضوع در بازارهای رقابتی مصادیق فراوان می توان در نظر گرفت.

در راستای ایجاد سپر مقاومتی و افزایش قدرت محافظت و کاهش آسیب پذیری با استفاده از روند نیازسنجی مشتریان می تواند بسیار حائز اهمیت باشد. به عنوان نمونه شناسایی میزان آسیب پذیری شرکتهای بزرگ و تشخیص الگوهای مصرف درجنگ اقتصادی بین چین و آمریکا و یا شرکتهای هواوی و گوگل حاصل شناسایی همین الگو هاست.
 

منبع خبر: http://banker.ir/news/251544/تغییر-ساختار-حاکمیت-شرکتی-در-نهادهای-مالی